جملات پند آموز

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 دربیکرانه زندگی دو چیز افسونم میکند ۱-آبی آسمان را که میبینم و میدانم که نیست.۲-خدارا که نمیبینم و میدانم که هست.

 حکایت جالبی است که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند .

 انسان سه راه دارد: راه اول از اندیشه می‌گذرد،این والاترین راه است. راه دوم از تقلید می‌گذرد، این آسان‌ترین راه است. و راه سوم از تجربه می‌گذرد، این تلخ‌ترین راه است.

 

توصيه هاي لازم در مورد شير              

شير منبع غني از کلسيم است و نقش عمده کلسيم در تشکيل استخوان و دندانها مي باشد . شير و فرآورده هاي شير بخاطر مقدار کلسيم کافي ، آساني هضم و ارزاني از بهترين منابع کلسيم مي باشند . شير بدون چربي و شيري که چربي آن گرفته شده از نظر کلسيم بر شيرکامل ارجحيت دارد . زيرا وقتي که چربي شير که مقدار جزئي کلسيم دارد گرفته شود ،بجاي آن شيرکلسيم دار جانشين مي شود که پرارزشتر است . يک فنجان بستني از لحاظ مقدار کلسيم تقريباً با نصف فنجان شير برابر است . شيرپاستوريزه بايد حتماً در داخل يخچال بين صفر تا ۴ درجه بمدت حداکثر ۴۵ ساعت نگهداري شود.

از نگهداري شير پاستوريزه در خارج از يخچال خودداري شود . بعد از مصرف شير پاستوريزه ، شيشه خالي را با آب سرد شستشو دهيد. از انداختن درب آلومينيومي و يا ساير اشياء به داخل شيشه هاي شير پاستوريزه خودداري نمائيد .

چنانچه شيرپاستوريزه بيش از 48 ساعت در يخچال باقي بماند و علائم قساد و بريدگي در آن مشاهده نشود قبل از مصرف آن را حداقل بمدت 1 دقيقه بجوشانيد .

ادامه نوشته

عید امامامت و ولایت مبارک

عیدتون مبارک

پیله وپرواز

پيله و پرواز
A. small crack appeared On a cocoon
روزي سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد.------------ --------- -

A man sat for hours and watched
Carefully the struggle of the butterfly
To get out of that small crack of cacoon.

شخصي نشست و ساعت ها تقلاي پروانه براي بيرون آمدناز سوراخ كوچك پيله را تماشا كرد.

------------ --------- -

Then the butterfly stopped striving
.
It seemed that shewas exhausted and couidnot go on trying
.

آن گاه تقلاي پروانه متوقف شد و به نظر مي رسيدكه خسته شده،و ديگر نمي تواند بهتلاشش ادامه دهد.------------ --------- -

The man decided to helpthe poor creature
.
He widened the crack by scissors
.
The butterfly cameout of cocoon easily, but her body wasTiny and her wings werewrinkled
.
آن شخص مصمم شد به پروانه كمك كندو با برش قيچي سوراخ پيله را گشاد كرد.پروانه به راحتي از پيله خارج شد،اما جثه اش ضعيف و بال هايش چروكيده بودند.
------------ --------- -

The man continued watching the butterfly.
He expected tosee her wings become her body
.
But it did nothappen
!

آن شخص به تماشاي پروانه ادامه داد .او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحكم شودو از جثه ي او محافظت كند.اما چنين نشد!
------------ --------- -

As amatter of fact,the butterfly to crawl onThe ground for the rest of herlife,
For she could never fly
.
در واقع پروانه ناچار شد همه ي عمر را روي زمين بخزدو هر گز نتوانست با بال هايش پرواز كند.
------------ --------- -

The kind man did not realize that God had arranged thelimitation of cocoon.
And also the struggle for butterfly to get out ofit
,
so that a certain fluid could be discharged from herbody to enableher to fly afterward
.
آن شخص مهربان نفهميد كهمحدوديت پيله و تقلا براي خارج شدن از سوراخ ريزآن را خدا براي پروانه قرار داده بود،تا به آن وسيله مايعي از بدنش ترشح شودو پس از خروج از پيله به او امكان پرواز دهد.------------ --------- -

Sometimes struggling isthe only thing we need to do
.
گاهي اوقات در زندگي فقط به تقلا نياز داريم.
------------ --------- -

IfGod had provided us with n easy life to live without any difficulties,
Thenwe become strong,and could not fly
.

اگر خداوند مقرر مي كردبدون هيچ مشكلي زندگي كنيم،فلج مي شديم ،به اندازه ي كافي قوي نمي شديم و هرگز نمي توانستيم پرواز كنيم.

------------ --------- -

I asked for strength,andHe provided me
with enough difficultiesTo become strong.
 I asked forknowledge and He provided meمن نيرو خواستم و خداوند مشكلاتي سر راهم قرار داد، تا قوي شوم.من دانش خواستم و خداوند مسايلي براي حل كردن به من داد.------------ --------- -

Iasked for prosperity and promotion
,
and He provided me with abilitytothink and hands to work
.
I asked for bravery ,nd He providedMe withabstacles to overcome
.
من سعادت و ترقي خواستم و خداوند به منقدرت تفكر و زور بازو داد تا كار كنم.من شهامت خواستم و خداوند موانعي سر راهم قرار داد،تا آنها را از ميان بردارم.

------------ --------- -

I asked for motivation,and He showed me eople who needed help.
Iasked for love and He provided me with opportunityTo give love toothers
.

من انگيزه خواستم و خداوند كساني را به من نشان داد كه نيازمند كمك بودند.من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به ديگران محبت كنم.------------ --------- -

I did not get what I wanted
…..
ButI was provided withwhat I needed
.

«من به آنچه خواستم نرسيدم...اما آنچه به آن نياز داشتم ،به من داده شد.»
------------ --------- -

Donot worry,fightWith difficulties and be sureThat you canprevail over them.
نترس با مشكلات مبارزه كنو بدان كه مي تواني بر آنها غلبه كني.

معلم ودختر کوچولو

معلم و دختر کوچولو

 

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد،

 زیرا با وجود این که پستاندار عظیم‌الجثه‌اى است، امّا حلق بسیار کوچکى دارد.

دختر کوچک پرسید: پس چه طور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید