چه زمانی بد شلنس ترین آدم روی زمین هستی؟

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

افسانه عشق وجنون

افسانه عشق و جنون :

   

روزی همه فضابل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.

 

ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛.

مثلا" قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند

 

دیوانگی فورا" فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم.

و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.

 

دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به  شمردن ....یک...دو...سه...چهار...

 

همه رفتند تا جایی پنهان شوند؛

 

لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد؛

 

خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد؛

 

اصالت در میان ابرها مخفی گشت؛

 

هوس به مرکز زمین رفت؛

 

دروغ گفت زیر سنگی می روم اما به ته دریا رفت؛

 

طمع داخل کیسه ای که دوخته بود مخفی شد.

 

و دیوانگی مشغول شمردن بود. هفتاد و نه...هشتاد...هشتاد و یک...

 

همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد. و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است.

 

در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید.

نود و ینج ...نود و شش...نود و هفت... هنگامیکه دیوانگی به صد رسید, عشق پرید و در بوته گل رز پنهان شد.

 

دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام.

 

اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود؛ زیراتنبلی، تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود.

 

دروغ ته چاه؛ هوس در مرکز زمین؛ یکی یکی همه را پیدا کرد جز عشق.

 

او از یافتن عشق ناامید شده بود.

 

حسادت در گوشهایش زمزمه کرد؛ تو فقط باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته گل رز است.

 

دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد ان را در بوته گل رز فرو کرد. و دوباره، تا با صدای ناله ای متوقف شد .

 

عشق از پشت بوته بیرون آمد با دستهایش   صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد.

شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند.

او کور شده بود.

 

دیوانگی گفت « من چه کردم؛ من چه کردم؛ چگونه می توانم تو را درمان کنم.»

 

عشق یاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی، اما اگر می خواهی کاری بکنی؛ راهنمای من شو.»

 

و اینگونه شد که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست.

 

 

 

ایران از 2500سال پیش تا کنون.

 ایران از ۲۵۰۰سال پیش تا کنون
 

قابلیت پنهان دستگاه های خود پرداز.

قابلیتی پنهان از دستگاه های خودپرداز بانکی

اگر سارقان شما را وادار کردند که از کارت عابر بانکتان پول بگیرند شما میتوانید PASSWORD کارتتان را به صورت


10_atm.jpg

معکوس (یعنی از آخر به اول) وارد کنید مثلا اگر کلمه عبور شما 1254 میباشد شما عدد 4521 را وارد کنید. با این کار عابر بانک به شما پول میدهد ولی در عین حال دستگاه به صورت خودکار پلیس را در جریان سرقت قرار میدهد. این قابلیتی است که تمام دستگاههای خودپرداز دارند ولی اکثر مردم از آن بی خبرند.

به مناسبت روز جهانی ماما

  امروز روز تازه ايست.روزي كه سپاس از عمق قلبها بر مي خيزد و مي كوشد تا راه خود را بيابد و بر زبان آيد.مي خواهم از تو بگويم ، از تو كه فروزنده عشقي،از تو كه مادر مهري، از تو كه همواره با راز خلقت آدمي عجين شده اي و همواره شكفتن نو غنچه هاي اميد را نظاره گري ...و

   تو نخستين رحمت الهي در نجات انساني.قلبهاي پر لضطراب هر مادري با نگاه هاي دوست داشتني ات آرام ميگيرد و آمدن عزيزترين موجود زندگي را نويد مي بخشد...

  سلام به تو كه هر لحظه از زمان حياتي را اميد مي بخشي،سلام به تو كه زيبايي زندگي را نويد مي دهي .سلام به تو كه اولين نفس،اولين نگاه،اولين فرياد،اولين اشك و اولين عشق را مي بيني...

 

خدا...خدا...خدا...
او با ماست ...همواره با ماست...نزدیکتر از آنچه تصور می کنیم.

(نحن اقرب من حبل الورید)

از او دور می شویم اما باز منتظر ما می ماند تا به سویش باز گردیم...و او باز مهربانانه ما را می پذیرد...
او بی شک بهترین است...بهترین...
دوستت دارم ای دوست داشتنی ترین...

بهار پاریز1

n9co9flqi6ii71zzosh.jpg

yfbxcdy5f3pm1hbdqmjs.jpg     3ivcz4gm16y7qlc6vjrq.jpg                                        i1qlpjc68uy38gmq3spl.jpg

خطرناک ترین مشاغل دنیا.

خطرناکترین مشاغل جهان

شما چقدر عاشق شغلتان هستید؟


آنقدر که حاضرید به خاطر آن فشار کاری و استرس و خطرات آن را تحمل کنید؟


بعضی از مشاغل هر روز باعث مشکلاتی برای صاحبانشان می‌شوند و یا حتی به آنها صدمه می‌زنند، ولی صاحبان این نوع مشاغل دوباره مجبورند فردا صبح در محل کار خود حاضر باشند. خیلی‌ها این واقعیت را درباره شغل‏شان می‌دانند ولی حاضر نیستند حرفه ‌شان را عوض کنند. چون فکر می‌کنند توانایی یاد گرفتن مهارت جدید را ندارند و یا اینکه دوباره از صفر شروع کردن برایشان دشوار است. اما همیشه در میان شغل‌ها، مشاغلی هستند که علاوه بر سختی، خطراتی را هم با خود به همراه دارند و بیش از سایر مشاغل باعث آسیب‌های جسمی یا روحی می‌شوند. بر اساس آخرین طبقه بندیهای کارشناسان مشاغلی را که از نظر جسمی، بیش از شغل‌های دیگر موجب آسیب هایی می‌شوند را به عنوان شغل های خطرناک نامگذاری کرده اند که این مشاغل را می توان به ترتیب زیر نام برد.

 


آتش‌نشانان

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

 

خیلی‌ها فکر می‌کنند کار آتش‌نشانان خاموش کردن آتش است، ولی اگر یکی از نزدیکان شما این شغل را داشته باشد حتما به شما خواهد گفت که گاهی از درد رنج می‌برد. آتش‌نشانان به خاطر حرفه‌شان با حرارت زیاد آتش سر و کار دارند و ممکن است در ماموریت‌هایشان دچار سوختگی هم بشوند. درد جسمی در شغل آتش‌نشانی به همین جا ختم نمی‌شود. وقتی یک آتش‌نشان شیلنگ آب بزرگی را که آب با فشار از آن خارج می‌شود در دست می‌گیرد و به جنگ شعله‌های آتش می‌رود، فشار زیادی بر عضلات کمر و بازوانش وارد می‌شود. اغلب آتش‌نشانان باید از نردبان‌های بلند بالا بروند و همراه خود فردی را که در میان شعله‌های آتش گیر افتاده است را بر دوش خود حمل کنند و پایین بیاورند. در این میان اگر از ارتفاع زیاد سقوط کنند و آسیب جدی ببینند، باید از شغل خود انصراف بدهند و بازنشسته شوند البته اگر از این سانحه جان سالم بدر ببرند. از سوی دیگر شیفت‌های آتش‌نشانان بسیار طولانی است و مجبورند در تمام طول شب و گاهی دو روز پشت سر هم در ایستگاه‌های آتش‌نشانی بخوابند که تشک‌های نامناسب و تخت‌خواب‌های غیراستاندارد در استراحتگاه‌ آنها باعث بروز کمردرد خواهد شد. با این حال، آتش‌نشانان مردانی قوی و با اراده هستند که بدن‌شان را برای انجام هر کاری، در هر زمانی که به آنها ماموریت داده

ادامه نوشته